صبح حندانیم ما: صائب تبریزی

صبح خندانیم ما

صائب تبریزی

جان به لب داریم و همچون صبح خندانیم ما
دست و تیغ چشم را زخم نمایانیم ما
می توان از شمع ما گل چید در صحرای قدس
زیر گردون چون چراغ زیر دامانیم ما

ادامه نوشته

دوستی سنگ دلان: انوری

دوستی سنگ دلان


انوری


ای دیر به دست آمده بس زود برفتی

آتش زدی اندر من و چون دود برفتی

چون آرزوی تنگ‌دلان دیر رسیدی

چون دوستی سنگ‌دلان زود برفتی

ادامه نوشته