تبليغاتX
برگ1 شعر دیگران
داستان| مقاله | نقد و کتابخانه| معرفی| برگ

در ره صبح

محمد قهرمان

در ره صبح سوختم بس که چراغ دیده را

دیدم و درنیافتم سرزدن سپیده را

دیده‏ ی شب نخفته‏ ام پنجره ‏یی ‏ست نیمه ‏وا

تا به نظاره ایستد صبح زِ رَه رسیده را


ادامه شعر
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:34  توسط رضا بی شتاب  | 

آخر شاهنامه

مهدی اخوان ثالث

این شکسته چنگ بی قانون
رام چنگ چنگی شوریده رنگ پیر،
گاه گویی خواب می بیند
خویش را در بارگاه پر فروغ مهر
طرفه چشم انداز شاد و شاهد زرتشت،


ادامه شعر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 13:41  توسط رضا بی شتاب  | 

گُل افشان کن

حافظ

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می ‌جویی

این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می ‌گویی 

مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را

 لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی


ادامه شعر
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 12:23  توسط رضا بی شتاب  |